هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
13
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
ضمن بهترين توضيح ممكنه به اين سوالات در آن لحظه جواب داده ميشد ولى چون سؤالات ساده و كلى بود و آنها را نيز مختصر و با زبانى ساده مطرح مىكرد در هنگام جواب ، موشكافى و توضيح نكات مختلف را مشكل مينمود . جم با وضعى خارج از توصيف از بسيارى از توضيحات ما متحير بود و بناچار براى تاييد مطالب ، به دو نفر هندوئى كه در بارعام شركت داشتند توسل مىجست . گرچه هندوان ويرا مطمئن كردند كه گزافهگوئى نكردهايم معهذا سر خود را بعلامت ديرباورى تكان داد و گفت : شما اظهار داشتيد كشتى داريد كه صد توپ و 1000 نفر سرنشين حمل مىكند ، اين عملا غيرممكنست ! آب و غذاى اين جمعيت را چگونه تأمين مىكنيد ؟ پادشاه بندرت اينهمه توپ در توپخانه دارد ، اگر اينطور باشد سرنشينان دو چنين كشتى قادرند تا بر سرتاسر كشور من تسلط يابند . دوباره اطمينان خويش را از صحت آنچه معروض داشته بوديم بيان كرده و با توجه بموضوع نيروى دريائى انگلستان بطور مختصر از اثرات آن در جنگ ترافالگار صحبت كرديم . بالاخره جم بمطلب اخير چنين جواب داد ، « اگر همانطور كه شما مىگوئيد باشد من موظفم آن را باور كنم . » پس از اين گفتوشنودها ، در مورد نظرات و خواستههاى ما پرسشهائى كرد . تا آنجا كه ممكن بود ويرا مطمئن ساختيم كه در خدمت سوندرجى تاجر هندى بمبئى هستيم و اطلاع داديم كه وى ما را مامور خريد اسب براى بازار هند نموده است . سرانجام صحبت خود را با گفتن اين مطلب كه بمحبت جم در تهيه وسايل مسافرت بكلات اميدوار هستيم خاتمه داديم . جم بلافاصله به ديوان خودش دستور داد تا راهنما و خدمه مورد لزوم را فراهم كند و در تهيه وسايل و حركت ما تسريع نمايد . ولى او رويش را بما كرد و گفت : بهتر است يك ماه يا شش هفته نزد من باشيد تا هوا گرمتر شده و گرفتار سرما نشويد ، زيرا در حال حاضر در كلات سرماى شديد وجود دارد و ممكنست سرماى فصل شما را بكشد . جواب داديم كشور ما فوق العاده سردسير است و بسرما و هواى سرد زمستان عادت داريم و با هرچه